وارد شدن به سینما آسان است , اما ...
در فیلم سینمایی «دره شاپرک ها » یک مرتبه اسب از حرکت ایستاد و من پرت شدم و دستم شکست
مجله جوانان امروز شماره 1473 ، سال 1375 ، نویسنده ناصر نوری نژاد
کودکی و نوجوانی دوره دریافت ناشناخته ها و نا آزموده هاست , دوره ای است که کودک ذهن سیال و کنجکاو خویش را در هر سویی به پرواز در می آورد تا تازه هایی از خلقت بشریت گرفته و روشنایی مسیر آینده اش قرار دهد.
هنر نیز فصلی است برای ادوار که هر کس در آن قدم گذاشت و به درستی مسیر آینده اش را انتخاب و ادامه داد , قدر مسلم فانوسی منور فرا رویش روشن خواهد شد و آینده را به وضوح برای او نشان خواهد داد.
هنرمند اگر از کودکی به این فصل پا نهاد و با پشتوانه و ادراک قوی سرفصل ها را طی کرد به درستی نیز خواهد توانست تا دوره پیری ادامه دهنده آن باشد و گرنه سرخوردگی آوارگی و حرمان حیات آرمانی او را احاطه کرده و یاس و پریشانی نصیبش خواهد کرد.
در این شماره از جمله سراغ نوجوانی هنرمند رفته ایم که از کودکی با ورود به دنیای سینما ذهن کنجکاو خویش را به جریان انداخته و با پشتکار و جدیت هنر بازیگری خود را به نمایش گذاشته است.
«سعید شیخ زاده» چهره آشنایی برای تماشاگران سینما و بینندگان تلویزیون است.
او که هم اکنون 18 سال دارد و در کلاس سوم نظری تحصیل میکند. سال هاست که در صحنه سینما می درخشد و جزو بازیگران حرفه ای سینما نیز محسوب میشود.
«مرگ پلنگ» اولین تجربه سینمایی او بود که به خوبی توانست از عهده نقشش برآید و فیلمسازان دیگر را متوجه خود سازد.
به گفته خودش , توسط آشنایی پدرش با یکی از کارگردان ها وارد سینما شد و به این طریق گام اول را برداشت. گام دوم «سفر جادویی» بود که در کنار بازیگران حرفه ای سینما میسر گشت و توانایی های او را چندان نمایان ساخت.
«علی و غول جنگل» ، «گالان» ، «ساده لوح» ، «شقایق» ، «دره شاپرک ها» ، «آبادانی ها» ، «خوش خیال» ، «حسنک» فیلم های سینمایی هستند که شیخ زاده در آنها به ایفای نقش پرداخته و «چاق و لاغر» ، «آهنگ پنهان» ، «خاطره ها» ، «بهارانه» ، «گل واژه ها» و ... سریال ها و برنامه های تلویزیونی هستند که وی در آنها بازی کرده است.
سعید اغلب اوقات که از بازی در فیلم ها فراغت پیدا میکند به کتاب خواندن و ورزش میپردازد فوتبال و پینگ پونگ بازی میکند و گاه نیز در منزل ارگ مینوازد. به هر حال او سعی دارد از زندگی مقوله بیکاری را از خود دور کرده و هر لحظه در پی چیزی باشد.
او خاطره های بسیاری دارد. در فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی یادگارهایی نیز از دوستی ها و صمیمت ها به خاطر می آورد . اما در اینجا به یک خاطره بسنده میکند که در فیلم سینمایی «دره شاپرک ها» برایش اتفاق افتاده بود :
قرار بود بعد از تمرین اسب سواری که حسابی اسب سوار شده بودم با سرعت اسب را بتازانم و پلانی از آن گرفته شود همین طور که با سرعت اسب را میتاختم. وسط راه یک مرتبه اسب ایستاد و من از روی آن پرت شدم در اثر این پرت شدن دستم شکست و برای مدتی کار متوقف شد.
شیخ زاده با توجه به اینکه چهره آشنایی بین مردم دارد به هنگام گشت و گذار در پارک و خیابان از سوی علاقمندانش به خصوص کودکان علاقه مند به هنر نشان میشود و این مساله برایش جالب توجه است با رویی گشاده به پاسخگویی دوست دارانش میپردازد و از این موضوع و صمیمت مردم به نیکی یاد میکند.
برادرش وحید نیز جزو بازیگران خوب سینما محسوب میشود و در فیلم های سینمایی «آبادانی ها» ، «پادزهر» ، «جاده» ، «لحظه های آشنا» به ایفای نقش پرداخته است . وحید هم اکنون در مقطع سوم راهنمایی تحصیل میکند.
سعید شیخ زاده تمام موفقیت های هنری خود را مدیون پدرش می داند و تلاش و جدیت خودش را نیز در این زمینه کارساز قلمداد میکند. و اعتقاد دارد که وارد شدن به سینما آسان است ولی انتخاب مسیر و حرکت کردن و پیشرفت در آن بسیار سخت است.
او به هم سن و سال های خود و علاقمندان به سینما توصیه میکند که قبل از وارد شدن به دنیای سینما ادامه تحصیل بدهند و از طریق دانشکده هنری به سینما روی بیاورند چرا که موفقیت آنها بیشتر و بهتر میسر میگردد.
برچسب:
نویسنده: مریم میرزایی